هواوی

حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول)

  • حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول)
    هنر بازیگری مقوله ای مربوط به امروز و دیروز نیست، بلکه از روز ازل با انسان زاده شده و تا روز ابد با او خواهد ماند و با پایان انسان، هنر بازیگری او نیز به پایان می رسد. از لحظه ای که فرد متولد می‌شود، بازیگری تنها ابزار اوست . هر زمان که کودک دچار مشکلی شده، با ابزار گریه مقصود خود را رسانده است.

    در واقع کودک در فرآیند استفاده از این ابزار ارتباطی و تبدیل آن به نماد و نشانه جهت ارسال پیام خود به گیرنده و انتقال مفهوم و موضوع مدنظرش به خانواده و اطرافیان، تماما از مکانیزم بازیگری استفاده کرده و ارتباط برقرار می نماید. از زمان انسان غار نشین که با برگزاری آیینهای مختلف و اجرای نقشهای انسان  و اهریمن و غلبه انسان غارنشین بر طبیعت و نیروهای ماورایی تا آیینهای مختلفی که تا امروز همچنان به قوت خود باقی است، هنر بازیگری بیشترین و مهمترین نقش را ایفا کرده است.

    رابرت دنیرو

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | رابرت دنیرو

     

    افراد بی خبر از همه جا تصور می‌کنند که توان بازیگری نداشته و تنها عده ای معدود دارای توان بازیگری بوده و بازیگری هنری خاص برای افرادی خاص است؛ اما همین اشخاص  هنگام  مصیبت می گریند و در زمان شادی می خندند، لحظاتی غمگین هستند و لحظاتی نیز عصبانی و برآشفته و اینها همگی حالاتی است که همه افراد در موقعیتهای مختلف به عنوان واکنش از خود نشان داده اند .

    این کارها چیزی غیر از بازیگری است؟ زندگی خود سراسر نمایش است و آیینی است که انسان، طبق این آیین به دنیا می آید و رنج می کشد و مصیبت می بیند تا دچار کاتارسیس و یا تزکیه نفس گشته و با حالی خوش و سبکبال، طبق همان آیین به سفری بی بازگشت می‌رود.

    مارلون براندو

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | مارلون براندو

     

    زندگی سراسر صحنه است و انسان یک بازیگر تمام عیار در نقشها و حالات مختلف. می بینیم که هر کس نقش خود را به زیبایی تمام و با تبحر کامل ایفا کرده و هیچ نقصی در بازی او مشاهده نمی شود و در ضمن هرکسی تنها نقش خویش را بازی می‌کند و نکته اینست که با این شرایط، پس چرا تنها عده ای معدود پا در عرصه بازیگری گذاشته و بقیه را فاقد استعداد می نامیم.

    مساله اینست که هرکس تنها نقش خود را با مهارت بازی می کند و این مهارت و توانایی ناشی از اعتقاد و ایمان فرد به آن موقعیت است؛ یعنی انسان هر موقعیتی را که در آن قرار گرفته، کاملا باور داشته و کلید طلایی در بازیگری همین باوری است که انسان به وقایع و حوادث و حالات و روحیات خود دارد و این باور او را به جایی می رساند که همیشه بهترین بازیگر برای نقش خود در زندگی باشد؛ اما بازی کردن روی صحنه یعنی آفرینش زندگی مجدد بر صحنه به عنوان بخشی از الگوی اصلی، یعنی زندگی، نیاز به باور مجدد و اعتقاد کامل دارد و در این مرحله است که بسیاری باز می مانند.

    ناتالی پورتمن

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | ناتالی پورتمن

     

    می گویند بهترین بازیگر کسی است که بهترین دروغگو باشد تا حدی که خود نیز دروغ خود را باور نماید و با این باور دروغ را همچون زندگی به مخاطب ارائه می نماید و از این جهت است که می گوییم بازیگری یعنی خوب دروغ گفتن، زیرا بازیگر تنها با قصه ای سرو کار داشته و اشخاصی که توسط نویسنده زاده شده، شاید نمونه عینی آن در جامعه مشاهده شود، ولی باز هم قصه یعنی فضا و مکان و جغرافیا و جامعه ساختگی و همه و همه، ساخته ذهن هنرمند بوده و لذا همه چیز در قالب ذهنیت است و بازیگر با باور نمودن این قصه ساختگی و اشخاص خیالی طی یک مکانیزم، ذهنیت را به عنیت تبدیل می کند.

    سوسن تسلیمی

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | سوسن تسلیمی

     

     ارائه  نمایشی ساختگی و دروغین، اما با باور و اعتقاد کامل تا حدی که خود نیز دروغ خود را باور کرده و همراه با شخصیت ساختگی می خندد، می گرید، پرخاش می کند و یا مهر می ورزد و عاشق می شود، افسرده شده و انواع و اقسام حالتها و موقعیتها که در وهله اول خود باور کرده و لذا با این باور، به قدرتی دست می یابد که تماشاگر نیز با دیدن اعتقاد و باور وی، او نیز باور کرده و خود را به دست قصه می سپارد تا بواسطه و شخصیتها در خیال پرواز کند و افق های مختلف را تجربه کرده و در نهایت به یک آگاهی در خودآگاه و یا ناخودآگاه خود دست یافته و لذا همان گونه و به همان شدت که متاثر شده، تاثیر نیز می گذارد.

    مریل استریپ

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | مریل استریپ

     

     به نوعی می توان گفت که افرادی که دارای هنر بازیگری هستند در واقع کسانی بوده که علاوه بر بازی در زندگیِ در حال جریان، در زندگی ساختگی و خیالی یک قصه در دل زندگی اصلی نیز مهارت و توانایی داشته و در اصل می‌توان گفت که این افراد خاص دارای توان بازی در بازی را داشته، یعنی خود دارای شخصیتی هستند که همواره با آن زندگی می کنند و حال تا حد امکان این شخصیت را پنهان نموده و قالبی دیگر به خود گرفته است. لذا ایشان می بایست دو شخصیت را همزمان کنترل و مدیریت نموده و یکی را پنهان کرده و تا حد امکان به دیگری اجازه بروز دهد و اینجاست که شاعر می گوید: “کار هر بز نیست خرمن کوفتن    گاو نر می خواهد و مرد کهن”

    دکتر محمود عزیزی

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | دکتر محمود عزیزی

    و بر همین اساس است که عده زیادی در این عرصه با شکست مواجه شده و یا نتوانسته اند به این حوزه راه یابند. در شروع بازیگری با همین سوال و پاسخ به آن،  تکلیف هر مخاطب علاقمندی روشن می شود. آیا دروغگوی خوبی بوده و آیا توان آن را دارد که خود نیز دروغ خود را باور کند؟

    اگر پاسخ این سوالات مثبت باشد، فرد علاقمند به بازیگری می تواند در نقطه شروع بایستد. یکی از توانایی های دیگر او که توسط یک متخصص در امر بازیگری می بایست در همان ابتدا تکلیف را روشن سازد، دارا بودن جوهر و ” آن ” بازیگری شخص علاقمند است. ” آن ” که تعریف و تشریح آن بسیار امر مشکلی بوده و تنها با تجربه و تخصص مربی؛ اما بصورت کشف و شهود بدست می آید، شاید به معنای “حضور ” باشد.

    اگر دقت کنید در محفلی با حضور افراد مختلف، برخی حضور پر رنگ و سنگین و یا جذاب و دوست داشتنی داشته و کشف و دریافت آن در فرد به عامل مشخصی مربوط نبوده و تنها با حس دریافت می شود؛ اما یک متخصص در زمینه بازیگری توان کشف آن را دارا است. خب به هر حال اگر شما دارای “آن ” بازیگری و یا ” حضور ” و یا جوهر آن بودید، می توانید نخستین قدم  را در مسیر دشوار بازیگری بردارید.

    پس هرگاه که این توانایی هایی که گفته شد را شخص دارا باشد، حال باید به دنبال ابزار بازیگری بود. بازیگری نیز مانند هر شغل و حرفه دیگر، دارای ابزاری مختص خود است. همانطور که یک مهندس مکانیک علاوه بر علم و دانش و تخصص خود به آچار و ابزار خاص خود نیز جهت پیاده کردن موتور نیاز دارد و بدون ابزار و وسیله کاری از او کاری برنمی‌آید، در حوزه بازیگری نیز همین فرآیند وجود دارد.

    ابزار بازیگر با تمرین مداوم و طولانی مدت بدست می آید. اگر می بینید که کسی یک شبه بازیگر می‌شود و بر سردر سینماها تصویرش خودنمایی می‌کند، مطمئن باشید که به همان سرعت نیز افول کرده و خاموش می شود. بازیگری ابزار خود را می خواهد و ابزار بازیگر، یعنی بیان مناسب، بدن پرورش یافته، حس تربیت شده و چهره ای که توان بروز هر حس و حالتی را به هر میزان داشته باشد. اینها ابزاری تخصصی است که هر فردی که فاقد این ابزار باشد، می بایست بازیگری را کنار گذاشته و به دنبال شغل دیگری برود .

    پرویز پرستویی

    حکایت پر فراز و نشیب هنر بازیگری (قسمت اول) | پرویز پرستویی

    حال شاید برای شما این سوال پیش آید که آیا همه این اشخاصی که به عنوان بازیگر در ایران معروف و مطرح بوده دارای این ابزار هستند یا نه؟ و من به شما می گویم نه، بسیاری از آنها فاقد این ابزار هستند؛ اما از آنجا که فیزیک و تصویر زیبایی داشته و می توانند گیشه اثر را تضمین نمایند، متاسفانه به عنوان بازیگر مطرح می شوند.

    اما باید بگویم که دوران درخشش این دسته از به ظاهر بازیگران، طولانی نبوده و پس از چند صباحی که تصویر آنها تکراری شده و گیشه آنها از رونق می افتد یک شبه کنار گذاشته می شوند و افراد دیگری جای آنها را می گیرند و این سیستم تکرار می شود؛ اما در برخی مواقع نیز ممکن است افراد بااستعدادی وارد شوند که ماندگار خواهند بود.

    شما خودتان اگر کمی فکر کنید بازیگران بسیاری در ذهنتان تصویر می شوند که دیگر حضور ندارند و تنها در یک دوره حضور داشته اند؛ اما از آنطرف بازیگرانی همچون پرویز پرستویی ، رضا کیانیان ، اکبر عبدی ، عزت الله انتظامی ، علی نصیریان و بسیاری دیگر همچنان در عرصه حضور داشته و دارند و خواهند داشت. زیرا این دسته از بازیگران یک شبه پدید نیامده اند و به قول معروف خاک صحنه خورده اند و به واسطه علم و دانش و تجربه و تبحر خود اینجا ایستاده اند و همواره ابزارشان تکمیل بوده و در اینجاست که میان ایشان و بسیاری از بازیگران یک شبه، تفاوت وجود دارد.

    در قسمت بعدی این مطلب بیشتر به توانایی ها و استاندارد ها ی بازیگری و وضعیت سینما و تلویزیون می پردازیم.


    مطالب مشابه


    مطالب پیشنهادی از سراسر وب

    نظر خود را در مورد این پست ارسال فرمایید.